تبیین نقش حمایت سازمانی، تجربه، اضطراب و خودکارآمدی رایانه در پیش بینی کاربست رایانه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش حمایت سازمانی، تجربه رایانه، اضطراب رایانه و خودکارآمدی رایانه در پیش بینی کاربست رایانه توسط کارشناسان دانشگاه تهران با استفاده از مطالعات همبستگی از نوع الگویابی روابط بین متغیر ها می باشد. به این منظور با استفاده از مدل TAM (مدل پذیرش تکنولوژی) و پیشینه نظری و تجربی مدل مفهومی تدوین و پیشنهاد شد. برای سنجش تجربه رایانه از مقیاس آشنایی و تجربه رایانه پوتوسکی و بابکو، برای اندازه گیری حمایت سازمانی از مقیاس حمایت سازمانی ایگباریا و همکاران، برای اندازه گیری خودکارآمدی رایانه از مقیاس خودکارآمدی رایانه کامپیو و هیگینز و برای سنجش اضطراب رایانه از مقیاس اضطراب رایانه هینسن، گلس و نایت استفاده شده است. ابزارهای نامبرده در بین نمونه 306 نفری از کارشناسان تهران که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعیین شده بودند، به اجرا در آمد و داده های لازم گرد آوری شد. با توجه به اینکه تعدادی از پرسشنامه ها قابل استفاده نبودند از تحلیل حذف شد و در نهایت 254 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. 146 نفر از پاسخگویان مرد و 108 نفر زن بودند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تجربه استفاده از رایانه تاثیر مستقیم و مثبتی بر استفاده از رایانه و تاثیر مستقیم و منفی بر اضطراب رایانه دارد. از طرف دیگر، حمایت سازمانی اثر مستقیم و مثبتی بر خودکارآمدی رایانه داشته و در عین حال تاثیری بر اضطراب رایانه ندارد. خود کارآمدی رایانه نیز تاثیری بر اضطراب و استفاده از رایانه نداشته و اضطراب رایانه نیز اثر مستقیم و منفی بر استفاده از رایانه دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است تنها تجربه استفاده از رایانه اثر غیر مستقیمی بر استفاده از رایانه داشته و این اثر از طریق خود کارآمدی رایانه صورت می گیرد. به عبارت دیگر، خود کارآمدی رایانه نقش واسطه ای را بین تجربه رایانه و استفاده از رایانه ایفا می کند. در مجموع، با توجه به نتایج بدست آمده میتوان عنوان کرد که مدل پیشنهادی با داده های تحقیق برازش نسبتاً خوبی دارد و قادر است که 20 درصد از واریانس استفاده از رایانه را تبیین کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

تبیین نقش حمایت سازمانی، تجربه، اضطراب و خودکارآمدی رایانه در پیش بینی کاربست رایانه

نویسندگان [English]

  • mahdi sobhanineghad
  • ali noroozi
  • javad amani
  • aliasghar hayat
چکیده [English]

هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش حمایت سازمانی، تجربه رایانه، اضطراب رایانه و خودکارآمدی رایانه در پیش بینی کاربست رایانه توسط کارشناسان دانشگاه تهران با استفاده از مطالعات همبستگی از نوع الگویابی روابط بین متغیر ها می باشد. به این منظور با استفاده از مدل TAM (مدل پذیرش تکنولوژی) و پیشینه نظری و تجربی مدل مفهومی تدوین و پیشنهاد شد. برای سنجش تجربه رایانه از مقیاس آشنایی و تجربه رایانه پوتوسکی و بابکو، برای اندازه گیری حمایت سازمانی از مقیاس حمایت سازمانی ایگباریا و همکاران، برای اندازه گیری خودکارآمدی رایانه از مقیاس خودکارآمدی رایانه کامپیو و هیگینز و برای سنجش اضطراب رایانه از مقیاس اضطراب رایانه هینسن، گلس و نایت استفاده شده است. ابزارهای نامبرده در بین نمونه 306 نفری از کارشناسان تهران که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعیین شده بودند، به اجرا در آمد و داده های لازم گرد آوری شد. با توجه به اینکه تعدادی از پرسشنامه ها قابل استفاده نبودند از تحلیل حذف شد و در نهایت 254 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. 146 نفر از پاسخگویان مرد و 108 نفر زن بودند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تجربه استفاده از رایانه تاثیر مستقیم و مثبتی بر استفاده از رایانه و تاثیر مستقیم و منفی بر اضطراب رایانه دارد. از طرف دیگر، حمایت سازمانی اثر مستقیم و مثبتی بر خودکارآمدی رایانه داشته و در عین حال تاثیری بر اضطراب رایانه ندارد. خود کارآمدی رایانه نیز تاثیری بر اضطراب و استفاده از رایانه نداشته و اضطراب رایانه نیز اثر مستقیم و منفی بر استفاده از رایانه دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است تنها تجربه استفاده از رایانه اثر غیر مستقیمی بر استفاده از رایانه داشته و این اثر از طریق خود کارآمدی رایانه صورت می گیرد. به عبارت دیگر، خود کارآمدی رایانه نقش واسطه ای را بین تجربه رایانه و استفاده از رایانه ایفا می کند. در مجموع، با توجه به نتایج بدست آمده میتوان عنوان کرد که مدل پیشنهادی با داده های تحقیق برازش نسبتاً خوبی دارد و قادر است که 20 درصد از واریانس استفاده از رایانه را تبیین کند.